از تروا تا تهران آیا ادیسه کریستوفر نولان آینه ژئوپلیتیک جهان امروز است؟
آرایش عروس: آیا اودیسئوس فیلم نولان تمثیلی از ترامپ است که باید با ناوگان خود وارد شهر ساحلی تروا شود و کشتار و خونریزی در این شهر، زمینه حیات حکومت یونانیان را تضمین می نماید.
سرویس فرهنگ و هنر مشرق
- اسطوره های هومر بالاتر از سه هزار سال است که در حافظه فرهنگی غرب حضور دارند؛ با درنظر گرفتن این گزاره، آیا اقتباس سینمایی جدید کریستوفر نولان تنها بازگویی یک افسانه کهن است یا میتوان آنرا در پرتو جنگ های معاصر، رقابت قدرت های جهانی و تنش های ژئوپلیتیکی، همچون روابط ایران و آمریکا، تفسیر کرد؟
کریستوفر نولان بعد از موفقیت «اوپنهایمر» اعلام نمود که پروژه بعدی خویش را بر مبنای «ادیسه» هومر خواهد ساخت، بسیاری این انتخاب را برگشت یکی از بزرگ ترین فیلمسازان معاصر به ریشه های اسطوره ای تمدن غرب دانستند.
اما انتخاب «ادیسه» در زمانی صورت می گیرد که جهان با جنگ های غزه، بحران های خاورمیانه، رقابت فزاینده آمریکا و چین و تداوم تنش میان ایران و آمریکا مواجه است. به همین دلیل، پرسش مهمی مطرح می شود: آیا امروز میتوان «ادیسه» را تنها یک روایت باستانی دانست یا این اثر ظرفیت آنرا دارد که بعنوان استعاره ای از نظم جهانی معاصر نیز خوانده شود؟
نولان شاید قصد ندارد فیلمی درباره ی سیاست خارجی آمریکا یا نظم جهانی امروز بسازد، اما اما همان گونه که آثار شکسپیر، دانته یا فردوسی در هر دوره ای با مسایل روز بازخوانی می شوند، آثار هومر نیز ظرفیت خوانش های تازه را دارند. این گزارش نیز نه به دنبال نسبت دادن انگیزه ای سیاسی به نولان، بلکه به دنبال بررسی ظرفیتهای ژئوپلیتیکی این اسطوره است.
در قسمت پایانی فیلم ادیسه، کاراکتر «اودیسئوس: اشاره به این نکته دارد که ویرانگری جنگی که به مدت 10 سال طول کشیده، در نهایت با حقه فرستادن اسب چوبی منتج به فتح تروا شد وشرح جنایات جنگی، بر مبنای مرجع اساطیری غرب «منظومه ایلیاد و ادیسه هومر»، تاییدی بر جنایات ابدی و عزلی، هژمون غربی است که از یونان باستان تابحال ادامه داشته است.
هومر؛ بنیان حافظه سیاسی غرب
کمتر اثری در تاریخ فرهنگ غرب به اندازه «ایلیاد» و «ادیسه» تاثیر گذار بوده است. از روم باستان تا رنسانس و از دانشگاه های آکسفورد و کمبریج تا هاروارد، این دو منظومه بخشی از آموزش کلاسیک بوده اند. پژوهشگرهایی مانند گریگوری ناگی، ام. آی. فینلی و ادیت هال نشان داده اند که هومر تنها شاعر نیست؛ وی در ایجاد تصور غرب از قهرمانی، قدرت، جنگ، دولت و هویت فرهنگی نقشی بنیادین داشته است.
البته این بدان معنا نیست که سیاست خارجی آمریکا یا اروپا مستقیماً بر مبنای ایلیاد نوشته شده باشد؛ چنین ادعایی بدون پشتوانه تاریخی است. اما همان گونه که شاهنامه در حافظه تاریخی ایرانیان حضوری ماندگار دارد، هومر نیز بخشی از حافظه فرهنگی غرب است و به این علت، برگشت به وی در هنر و سینما همیشه فراتر از یک اقتباس ادبی صرف تلقی می شود.
تروا؛ روایت فاتحان یا تراژدی قربانیان؟
در روایت سنتی، سقوط تروا نقطه اوج نبوغ نظامی یونانیان است. اسب چوبی، که با طراحی اودیسئوس ایجاد می شود، به نمادی از هوشمندی نظامی و پیروزی استراتژی بر قدرت صرف تبدیل گشته است.
اما از نیمه دوم قرن بیستم، خیلی از محققان نگاه خویش را تغییر دادند. آنان به جای تمرکز بر پیروزی یونانیان، به سرنوشت مردم تروا پرداختند؛ شهری که بعد از ده سال مقاومت، به آتش کشیده شد، مردانش کشته شدند و زنان و کودکانش به اسارت رفتند.
در این خوانش، تروا دیگر نماد شکست یک ارتش نیست، بلکه نماد فروپاشی یک جامعه است. این تغییر زاویه نگاه، دقیقا همان چیزی است که سبب شده هومر بازهم برای جهان امروز معنا داشته باشد.
وقتی تصاویر ویرانی شهرها در جنگ های معاصر را می بینیم، دشوار است که روایت تروا را به یاد نیاوریم؛ نه از آن رو که این جنگ ها همان جنگ تروا هستند، بلکه بدین سبب که تجربه ویرانی شهر، آوارگی انسان ها و هزینه های غیرنظامیان، تجربه ای تکرارشونده در تاریخ است.
اودیسئوس؛ فاتح خون ریزی که آرامش ندارد
در فرهنگ عامه، اودیسئوس غالباً قهرمانی پیروز تصویر می شود؛ اما اگر خود متن هومر را بخوانیم، درمی یابیم که او بالاتر از آنکه فاتح باشد، انسانی زخمی است. ده سال سرگردانی او بعد از پایان جنگ، نشان میدهد که پایان نبرد الزاماً پایان رنج نیست.
این همان نکته ای است که خیلی از منتقدان درباره ی آثار نولان نیز مطرح کرده اند. قهرمانان او غالباً با گذشته، حافظه و دستاوردهای تصمیم های خود درگیر هستند. اگر این خاصیت در «ادیسه» نیز حفظ شود، احتمالا فیلم نولان بالاتر از آنکه حماسه ای درباره ی پیروزی باشد، تأملی درباره ی بهای انسانی جنگ خواهد بود.
اسب تروا و جنگ های قرن بیست ویکم
در تحلیل ژئوپلیتیکی، اسب تروا را میتوان نمادی از جنگ ترکیبی، عملیات فریب، نفوذ اطلاعاتی و تغییر موازنه قدرت از درون دانست. این صرفا یک تفسیر نمادین است، نه ادعایی درباره ی قصد هومر یا نولان.
امروز نیز رقابت قدرت ها تنها در میدان نبرد کلاسیک رخ نمی دهد؛ تحریم های اقتصادی، تهاجمات سایبری، عملیات اطلاعاتی، جنگ داستانها و تکنولوژی های جدید، بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی شده اند. از این منظر، اسب تروا بازهم یکی از ماندگارترین استعاره های سیاسی تاریخ است.
خاورمیانه، ایران و آمریکا؛ خوانشی ممکن، نه قطعی
در فضای پرتنش روابط ایران و آمریکا، برخی مخاطبان امکان دارد تروا را نمادی از کشوری ببینند که در مقابل قدرتی برتر مقاومت می کند و اسب تروا را استعاره ای از فشارهای سیاسی، اقتصادی یا اطلاعاتی بدانند. چنین برداشتی می تواند در بین مخاطبان ایرانی شکل بگیرد، همان گونه که مخاطبان دیگر امکان دارد برداشت های متفاوتی داشته باشند.
اما باید میان این نوع تفسیر و ادعای قطعی درباره ی معنای فیلم تفاوت گذاشت. تابحال هیچ اظهار نظری از طرف کریستوفر نولان وجود ندارد که نشان دهد فیلم او مستقیماً به روابط ایران و آمریکا یا سیاست خارجی غرب اشاره دارد. بنابراین، منصفانه تر آن است که این برداشت را بعنوان «یک امکان تفسیری» مطرح نماییم، نه بعنوان نیت اثبات شده سازندگان.
چرا هومر هنوز برای جهان امروز مهم است؟
شاید راز ماندگاری هومر در این باشد که پرسش های وی هنوز زنده اند: آیا پیروزی نظامی به معنای پیروزی اخلاقی است؟ آیا فاتح واقعا از جنگ رهایی می یابد؟ آیا ویرانی یک شهر می تواند امنیتی پایدار ایجاد کند؟ این پرسش ها از تروا تا جنگ های قرن بیست ویکم، بازهم بی پاسخ مانده اند.
اگر نولان بتواند این لایه های انسانی و اخلاقی را در «ادیسه» بازآفرینی کند، فیلم او تنها اقتباسی از یک متن باستانی نخواهد بود؛ بلکه به گفت و گویی درباره ی جنگ، قدرت و مسئولیت انسان در دنیای کنونی تبدیل خواهد شد. شاید بنابراین است که هومر بعد از سه هزار سال هنوز خوانده می شود؛ چونکه بالاتر از آنکه درباره ی گذشته سخن بگوید، درباره ی حال از ما سؤال می پرسد.
- اسطوره های هومر بالاتر از سه هزار سال است که در حافظه فرهنگی غرب حضور دارند؛ با در نظر گرفتن این گزاره، آیا اقتباس سینمایی جدید کریستوفر نولان تنها بازگویی یک افسانه کهن است یا میتوان آن را در پرتو جنگ های معاصر، رقابت قدرت های جهانی و تنش های ژئوپلیتیکی، همچون روابط ایران و آمریکا، تفسیر کرد؟
کریستوفر نولان پس از موفقیت اوپنهایمر اظهار داشت که پروژه بعدی خود را بر اساس ادیسه هومر خواهد ساخت، بسیاری این انتخاب را بازگشت یکی از بزرگ ترین فیلمسازان معاصر به ریشه های اسطوره ای تمدن غرب دانستند.
اما انتخاب ادیسه در زمانی صورت می گیرد که جهان با جنگ های غزه، بحران های خاورمیانه، رقابت فزاینده آمریکا و چین و ادامه تنش میان ایران و آمریکا روبرو است. به همین دلیل، پرسش مهمی مطرح می شود: آیا امروز میتوان ادیسه را تنها یک روایت باستانی دانست یا این اثر ظرفیت آن را دارد که به عنوان استعاره ای از نظم جهانی معاصر نیز خوانده شود؟
نولان شاید قصد ندارد فیلمی در رابطه با ی سیاست خارجی آمریکا یا نظم جهانی امروز بسازد، اما اما همان گونه که آثار شکسپیر، دانته یا فردوسی در هر دوره ای با مسائل روز بازخوانی می شوند، آثار هومر نیز ظرفیت خوانش های تازه را دارند. آیا ویرانی یک شهر می تواند امنیتی پایدار ایجاد کند؟
منبع: آرایش عروس
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب